شبکه‌سازی؛ مسیر توسعه گردشگری

محمد شجاعی کارشناس گردشگری و مدیر روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان کرمان در یادداشتی نوشت: توسعه گردشگری تنها با افزایش جاذبه‌ها یا تبلیغات مقصد محقق نمی‌شود؛ آنچه ظرفیت‌های پراکنده یک منطقه را به تجربه‌ای منسجم برای گردشگر و فرصتی اقتصادی برای جامعه میزبان تبدیل می‌کند، شبکه‌ای از روابط پایدار، اعتماد و همکاری میان بازیگران گردشگری است.

گردشگری، برخلاف تصور رایج، محصول یک سازمان یا یک جاذبه منفرد نیست، تجربه گردشگر از لحظه آشنایی با مقصد تا مسیر دسترسی، اقامت، غذا، بازدید، خرید صنایع‌دستی و ارتباط با مردم محلی شکل می‌گیرد؛ هر گسست در این زنجیره می‌تواند کیفیت تجربه را کاهش دهد، در مقابل پیوند میان اجزای آن، ارزش اقتصادی و فرهنگی بیشتری برای مقصد ایجاد می‌کند، از همین رو شبکه‌سازی را باید یکی از زیرساخت‌های نرم توسعه گردشگری دانست؛ زیرساختی که نه از سیمان و آسفالت، بلکه از ارتباط، اعتماد، تبادل اطلاعات و تقسیم مسئولیت ساخته می‌شود.

در جامعه‌شناسی، نظریه سرمایه اجتماعی توضیح می‌دهد که روابط اجتماعی چگونه امکان دسترسی به منابع، اطلاعات و همکاری را فراهم می‌کنند، رابرت پاتنام بر نقش اعتماد، هنجارهای متقابل و شبکه‌های مشارکت در تسهیل کنش جمعی تاکید دارد؛ پیوندهایی که در گردشگری می‌توانند همکاری میان دستگاه‌های دولتی، بخش خصوصی، تشکل‌های حرفه‌ای و جامعه محلی را عملی‌تر کنند، پژوهش‌های گردشگری نیز مقصد را مجموعه‌ای از بازیگران به ‌هم‌ وابسته می‌دانند که کیفیت تجربه گردشگر و توان رقابتی آن به هماهنگی میان آن‌ها وابستگی دارد.

بااین‌حال، شبکه‌سازی صرفا ایجاد گروه‌های مجازی، برگزاری نشست‌های تشریفاتی یا امضای تفاهم‌نامه نیست، شبکه زمانی کارآمد است که رابطه‌ها به تبادل واقعی اطلاعات، ارجاع مشتری، طراحی محصول مشترک، حل مسئله و تقسیم منصفانه منافع بینجامند، برای نمونه پیوند اقامتگاه بوم‌گردی با راهنمای محلی، تولیدکننده صنایع‌دستی، رستوران، حمل‌ونقل و برگزارکننده رویداد می‌تواند گردشگر را از یک بازدید کوتاه به تجربه‌ای چندروزه هدایت کند و این همکاری، مدت اقامت و هزینه‌کرد گردشگر را افزایش می‌دهد و سهم بیشتری از منافع را در مقصد نگه می‌دارد.

از منظر جامعه‌شناسی شبکه‌ها، همه پیوندها کارکرد یکسان ندارند، روابط نزدیک و مبتنی بر اعتماد درون یک گروه، همکاری و حمایت متقابل را تقویت می‌کند؛ اما برای دسترسی به بازارها، ایده‌ها و منابع تازه، ارتباط میان گروه‌های متفاوت نیز ضروری است، این تمایز در نظریه سرمایه اجتماعی با مفهوم پیوندهای درون‌گروهی و میان‌گروهی توضیح داده می‌شود که در گردشگری، اتصال میان میراث‌فرهنگی، شهرداری، دانشگاه، رسانه، کسب‌وکار و ساکنان محلی می‌تواند ظرفیت‌هایی را به جریان اندازد که در شبکه‌های بسته و جزیره‌ای پنهان می‌مانند.

البته شبکه‌سازی خودبه‌خود به توسعه پایدار منجر نمی‌شود، اگر تصمیم‌گیری فقط در اختیار بازیگران قدرتمند باشد، کسب‌وکارهای کوچک، زنان، جوانان و ساکنان محلی ممکن است از فرصت‌ها محروم شوند، پیوندهای انحصاری حتی می‌توانند منابع و منافع را در حلقه‌ای محدود نگه دارند، بنابراین شبکه مطلوب باید فراگیر، شفاف و پاسخ‌گو باشد و سازوکاری روشن برای مشارکت ذی‌نفعان، تبادل اطلاعات، حل اختلاف و سنجش نتایج داشته باشد، مطالعات مدیریت مقصد نیز بر اهمیت اعتماد و تعامل مستمر میان بهره‌برداران در تاب‌آوری شبکه‌های گردشگری تاکید دارند.

برای استانی مانند کرمان که جاذبه‌های تاریخی، طبیعی، روستایی و صنایع‌دستی آن در پهنه‌ای گسترده پراکنده‌اند، شبکه‌سازی می‌تواند میان ظرفیت‌هایی که جداگانه دیده می‌شوند، رابطه برقرار کند: مسیرهای مشترک گردشگری، تقویم هماهنگ رویدادها، بسته‌های سفر پیونددهنده شهر و روستا، معرفی مشترک محصولات محلی و تبادل تجربه میان فعالان و نقش نهادهای عمومی در این میان نیز جایگزین‌کردن بخش خصوصی یا جامعه محلی نیست؛ بلکه فراهم‌کردن بستر گفت‌وگو، اعتمادسازی، رفع موانع و هم‌راستا کردن تلاش‌هاست.

توسعه گردشگری را نمی‌توان تنها با تعداد بازدیدکنندگان یا افتتاح پروژه‌ها سنجید. باید پرسید آیا کسب‌وکارها با یکدیگر همکاری می‌کنند، آیا مردم محلی از منافع سهم می‌برند، آیا گردشگر تجربه‌ای پیوسته دریافت می‌کند و آیا روابط شکل‌گرفته پس از پایان یک رویداد نیز ادامه می‌یابد؟ مقصدی که بتواند میان بازیگران خود شبکه‌ای زنده و منصفانه بسازد، از مجموعه‌ای از جاذبه‌ها فراتر می‌رود و به یک نظام گردشگری تبدیل می‌شود؛ در این معنا، شبکه‌سازی فعالیتی جانبی نیست بلکه شرط تبدیل ظرفیت‌های گردشگری به توسعه‌ای پایدار و فراگیر است.

انتهای پیام/

کد خبر 1405080400234
دبیر مهدی ارجمند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha